بازم بارون...

امشب اسمون شهرمون بارید...

دل منم کاش می بارید...


من با خودم چه کردم...


فلسفه بارون باریدنشِ و دیده نشدن اشکهای ریخته شده...


امشب بارید اما از چشم من اشک نیومد...


خسته م... اعتماد کرده بودم. اما اشتباه کردم.


میخووام فراموش کنم.

واسم مهم نیست اونی که نبایدم اینجا رو بخونه... مهم نیست...

مدتهاست که مهم نیست.

اینو بفهم... باید بفهمم...


۲۲:۴۳

۲۳ فروردین ۱۳۹۷


کاش کمی سبک شم 😔😔

/ 2 نظر / 70 بازدید