بی عنوانترین زمان در زندگی من

مدتیه یه حرفایی یه ناراحتی هایی هست..

خیلی اینروزا بهم فشار میاد چون مامان مریضه و باید استراحت کنه...

اما همه ش بخاطر کمک به من از سرجاش بلند میشه...

خیلی حرص میخورم... همه ش میگم مامان استراحت کن...

بزار خوب بشی... بلند نشو... اینکارو نکن...

حالم از خودمو این دل نگرانی های مزخرف که باعث میشه تند بشم و در واقع خستگی های مداوم و پی در پی این روزا بهم میخوره...

اینروزا همه ش عصبی هستم...

همه ش میخوام تنها باشم... دلم میخواد تنها باشم و با کسی حرف نزنم...

اما خوب نمیشه...

واقعا نمی دونم باید چکار کنم... فقط دلم بی نهایت گرفته...

از خودم... از زندگیم... از کسی که باعث میشه دلم نخواد دیگه باهاش حرف بزنم...

پشیمونم... و اشتباه کردم...

کلا زندگی من از بدو تولد تا به همین الان اشتباه بود... کلا من اشتباهم...

یه دیوونه که فقط نگرانه... دلم میخواد نباشم... دلم میخواد دل نگران نباشم... دلم میخواد مطمئن باشم دلم میخواد اعتماد کنم... فقط توانشو در خودم نمیبینم...

حس میکنم پای رفتنمو بسته... حس میکنم زنجیرم توی دنیایی که مال من نیست... دلم گرفته...

همین...


هوای حوا

۱۸ اردیبهشت ۹۷

۱۲:۴۰

/ 4 نظر / 84 بازدید
aramestan-z

حتما این شرایط خیلی براتون سخته. این اشتباهاته که زندگی رو میسازه. خودتونو سرزنش نکنین🌹

mynb

@aramestan-z اره خیلی شرایط سختیه.. ممنونم از شما🌹

mywords97

اینکه اشتباه کردی مهم نیس چون انسان جایزالخطاست مهم اینه بتونی ازشون درس بگیری و بهترین نحوه از اشتباهاتت استفاده کنی.بهترین فرد برای اعتماد اول خدا بعد خودت و بعد از اون پدرومادر هست سعی کن اونقدر خودتو دوست داشته باشی و به خودت اعتماد کنی که منتظر دیگران نباشی اینطوری هم به خودت خوب گردی هم به اطرافیان و خانوادت هیچ وقت یه حس و حال منفی نساز برای خودت چون تو اون فضا ناخوداگاه بدن بیشتر اسیب میبینه و بیماری هارو به خودش جذب میکنه.موفق باشی و شاد